از سیما بودن خسته شدم...از صبح با سیما بیدار شدن و شب با سیما خوابیدن خسته شدم...از اینکه در تمام لحظات با چشم های سیما ببینم، با لب های سیما حرف بزنم، با سیما گریه کنم و بخندم خسته شدم...از تعریف هایی که از سیما میشه از توهین هایی که به سیما میشه از همه و همه خسته شدم...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از این سیمایی که همیشه با منه ...

همین که عین منه...

همین که خود منه...

کاش می شد خودم را فراموش کنم...کاش سیما بودن از یادم می رفت...

دلم می خواست سیما نبودم.......اصلا هیچ کس نبودم ...

دلم می خواست سیما توی زاویه ی همیشگی  دستت به سمت بی انتهایی گم می شد اون وقت هم من از دست سیما راحت می شدم هم تو هم بقیه....

 

/ 8 نظر / 7 بازدید
هستی

ااااا !بعد ما بی سيما ميشديم!

فضول

اول خوش به حال مخاطب اين مطلب که کسی حاضره به خاطر خلاص شدن او ديگه اصلا نباشه. دوم اينکه همه از دست سیما شاکی اند. از آيات عظام در قم که خيال می کنند اين سيما اصلا اسلامی نيست تا امت شهيدپروری که دنبال ماهواره و ویدو هستند. سوم اینکه قرائت پست مدرن از این مطلب اینه که نویسنده دوست داره با چشم های دیگری ببینه و با لب های دیگری حرف بزند و اصلا خودش نباشه. درسته میگه دلم می خواد اصلا کسی نباشه اما این یک جمله را من خیلی جدی نمی گیرم. ته دلش حتما آرزو داره مثل یک کسی باشه و یک جایی که تو زاویه ی همیشگی دست تعریف میشه. این به نظر من بسیار جای امیدواری داره. یک آدم مهمی در یک جایی (که هیچکدومش را به یاد نمی آرم) گفته تا زمانی که دو چشم وفادار با ما اشک می ریزند زندگی ارزش زیستن دارد

همه کس و هيچکس

خب.. طبيعيه.. فکر ميکنم اطرافيانت خيلی از حضورت رنج ميبرن.. منم اگه جای شما بودم از اينکه سيما هستم در عذاب بودم .. .. اميدوارم به مرتبه ی سيمان پرتلند نوع ۵ که هم کميابه و هم گران و هم اینکه در مصارف خاص استفاده میشه ( اعم از اسکله ها و بنادر و نیز آبهای سولفاته )دست يازيد............ همه کس و هيچکس

مرتضی

بازم تو قاطی کردی دختر؟

نازنين

اااااا،سيما ابنا چيه می نويسی...

آرزو

هااااا خيلی خوب وشد اگه اينجوری وشد! بعدشم اينکه اتفاقا فکر ميکنم اون برعکس تو، سيما رو همونطور که هست خيلی هم دوست داره و فکر ميکنم مشکل زاويه دستاش اينه که تو همينقد که سيما رو همونطوری که هست دوست نداری، اونم همينطوری که هست دوست نداری!

پدر(نم‌نم)

دلت می خواست مثلا آرزو بودی؟...وای چقدر خنده‌دار می‌شدی!!!!!!