برای تو ؛

قاچش بزن...

سرخی اش با من

شيرينی اش از تو....

مهمانيمان سه تايی است

من و تو ويلدا!

به شب هم حسودی می کنم...

يلدا بهانه است

با تو بودن را جشن می گيرم

گونه هايم را بوسه می زنی

به خيالت اولين شب است

اما برای شبْ گريه هايم هميشه يلداست.

انار دانه ها را نخ می کنيم...

زیر ِ شيروانی ِ خيال

گردنبند هامان ياقوت می شود...

صبحدم نو می شويم

دل شيرينيم....به يک دقيقه بيشتر....

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

اوووووی! يلدای منو قاطی داستان نکنا !!

قاچش بزن... سرخی اش با من شيرينی اش از تو.... مهماني سه تايی من و تو ويلدا! به شب هم حسودیم می شود... يلدا بهانه است با تو بودن را جشن می گيرم گونه هايم را بوسه می زنی خيال می کنی اولين شب است شبْ گريه هايم هميشه يلدایی است. انار دانه نخ می کنيم... زیر ِ شيروانی ِ خيال گردنبند ها ياقوت می شود... صبحدم نو می شويم دل شيرينيم....به يک دقيقه بيشتر....

فرهاد

نمي دونم از خودته ؟! هرجوری که هست قشنگ بود.

فرشته کوچولو(خودت می شناسی)

برای يک دقيقه با عزيز ترينم بودن حاضرم دنيا را بدهم! اميدوارم به عزيز ترينت برسی!

همه کس و هيچکس

مدتها بود به اين لامکان نيامده بودم .... شگرف ناک شدم به گاهی که اينگونه نبشتگان دلقکانه ی عاشق و معشوقی را خواندم .. پزشکان را اينگونه نديده بودم .. چنين پريشان حال .. درماندگی را برای تان مبارک ميدانم و ميمون .. هر کس به قدر درکش .. فهميد مدعا را .. ايامی چنين شاد همچون همین روزها برای تان آرزومندم ! .................................... مانی فرنود

محمد

زنده رود خاطره ترمه ی دست باف آسمان اصفهان روشن و بیدار عطرگل خنده تو در کوچه و بازار آن تپیدن های دل آخرین دیدار http://www.youtube.com/watch?v=IJVWye68qC0