<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

براي هستي:

 

امشب ؛

 يلدا را تنها جشن مي گيرم .

بي انار....

- كمي غمگين -

خاطره ي تو شيريني آجيل است

سرخي هندوانه را به نام شب ترين شب سال نقش ميزنم .

در كرانه ي آشفتگي خاطراتم ؛ روز نخست از عشق نخست را به لبخند اشك به ياد بياور...

شبي كه يلدا با ما بود ؛

دريغ ؛

رفتن تو حقيقت احساس ابريشمي من بود .

و با نخستين تلنگر

يلدا كم آورد .

چرا كه روزهاي بي تو بودن چه زود ، يلدا صفت ميگذشتند .

بامداد شب يلدا...

- فردا روز ديگريست. -

 

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
پيام

سلام.يک جا هايی از اين برام گنگ هست .[لبخند البته زياد هم تعجب نداره شعر مال کس ديگه هست

فضول و دزد اشعار بقيه

برای ماهی كه از سال بیرون افتاده اسفند دود كردیم نفس‌ نفس زد و سرفه كرد و كور شد كبیسه‌ی چهار سال پیش بود ماهی به دنبال یك روز ابری به زیارت چشمه‌ها می‌رفت برایش نذر و دعا كردیم و برگشت با جریان آب جسدش سفید بود وُ زل زده بود به آفتاب وُ رفت تا ته آب و رسید به روزی كه می‌خواست بهار سال بعد رضا مهرعليان

هميشه مسافر

من روبروی تو نشسته ام . همين شب يلدا را می گويم . تو از غم دوستانت دم زدی . - نوشتی . - اما چشمان مرا نفهميدی ؟ آنچنان غرق غروب شب یلدا شدی که سحر یادت نیست! يادم هست... يادت نيست؟

پيام

سلام.اين اداب مترو سواری رو پا کردين؟ولی حسابی سر گرمين تو مترو

نازنين