تو می گفتی نمی شکنم....

اما شکستن آسان بود

سنگ نمی خواست!

گم کردن دستانت

نديدن انتظار چشمانت

 و خاطره شدنِ گرمای بوسه هايت

                           کافی بود 

                               برای شکستن

                                    برای تمام شدن....

دُم نامه: دلم برای اينجا تنگ شده بود و برای تمام کسانی که هر روز به جز نوشته های خاک گرفته چيزی نديدن.

/ 4 نظر / 7 بازدید
مادرعروس

گفتی نمی شکنم.... اما آسان بود سنگ نمی خواست! گم کردن دستان نديدن انتظار چشمان و خاطره شدنِ گرمای بوسه ها کافی بود

فرهاد

سی سی !!!

هميشه مسافر

عشق را به مسلخ بردند، عاشق را به بردگي سوختن را تجربه کن اين است رسم زندگي

پيام

سلام.خوبه دوباره برگشتين.شکستن هم قسمتی از ساخته شدن هست اميدوارم که ساخته شدن راحت باشه و خيلی طول نکشه