ديشب وقتی از ته راهرو تو لباس دامادی ديدمش...دلم گرفت...بغض اومد تا پشت پلکم...اما قورتش دادم..بد بود شب عروسی کسی گريه کنی..دلم می خواست برم تو بغلش و های های گريه کنم...آخه اونم ديگه رفت تو ادم بزرگا...

/ 3 نظر / 2 بازدید
فضول

تو آدم بزرگا رفتن الزاما با عروسی شروع نميشه. يک نشونه اش و فقط يکی از نشونه هاش فرهنگ بخرـبفروشي است.